صبح روز بعد وقتی برای صرف صبحانه به لابی هتل مراجعه کردیم و متوجه شدیم که برای صبحانه باید نفری 10 لاری به هتل پرداخت کنیم! بعد از پرداخت این مبلغ راهی رستوران هتل شدیم و برای اولین بار چشممان به جمال خاچاپوری روشن شد! خاچاپوری معروفترین غذای گرجستان است و در تمام وعده ها سرو میشود. مواد اولیه این غذا عبارتند از تخم مرغ، آرد، پنیر و روغن.

بعد از صرف صبحانه چند ساعتی را به قدم زدن در قسمتهای مختلف شهر اختصاص دادیم و بعد از انداختن چند عکس در کنار "فواره نپتون" به "میدان اروپا" رفتیم.

این میدان معروف با مجسمه مدئا (مدیا) که در حال تقدیم "پشم زرین" است آراسته شده.

در یکی از افسانه های یونان باستان پهلوانی بنام جیسون به دستور پادشاه به یک سفر به ظاهرا" غیر ممکن فرستاده میشود تا "پشم زرین" را از کولخیس (گرجستان کنونی) به یونان ببرد. جیسون با بزرگترین کشتی آن زمان، آرگو، به سرزمین کولخیس سفر میکند. پادشاه کولخیس، آیتس، که پشم زرین را پنهان کرده بود، دستیابی به آن را مشروط به انجام وظایفی میدانست: جیسون باید گاو وحشی که دارای نفس آتشین بود را رام کرده و با آن زمین را شخم میزد؛ سپس باید دندانهای اژدها را در این زمین کاشته و با مردان جنگجوی زره پوشی که حاصل جوانه این دانهها بودند نبرد میکرد و در آخر باید با اژدهای هوشیاری که از پشم زرین مراقبت میکرد روبرو میشد. جیسون تمام این وظایف را با کمک مدیا، دختره آیتس که عاشق او شده بود به اتمام رسانید. بعد از بدست آوردن پشم زرین، جیسون و مدیا از کولخیس گریختنه و با هم ازدواج میکنند.
شهردار باتومی در سال 2007 از این مجسمه که برای ساخت آن یک میلیون لاری هزینه شده بود رونمایی کرد و آنرا به مدیا، "شخصی که گرجستان را به اروپا نزدیکتر کرد" تقدیم کرد.
نهارمان را در یکی از رستورانهای کوچک پارک خوردیم و برای شنا به ساحل دریای سیاه رفتیم. سواحل باتومی عمدتا" سنگی هستند و عمق دریا در کناره ها زیاد است. اگر شنا در سواحل ماسه ای را ترجیح میدهید با خروج از شهر میتوانید جاهای مناسبی را برای شنا پیدا کنید.
اکثر هتلهایی که خارج از محدوده اصلی شهر قرار دارند (مانند هتلی که ما در آن اقامت داشتیم) دارای سواحل اختصاصی هستند که تمیزتر و خلوت تر از سواحل عمومی هستند.
ساعت 9 شب به اتفاق آقای ضیاءدوست به منطقه ای رفتیم که بر فراز شهر باتومی قرار داشت. در این منطقه که در مسیر باتومی به روستای "پریا" قرار داشت رستوران زیبایی وجود داشت که در آن موسیقی زنده اجرا میشد.
به رستوران رفتیم، جایی که همه چیز برای خاطره انگیز شدن آن شب مهیا بود: کباب گرجی، شراب سفید، موسیقی و رقص در کنار طبیعت سرسبز.
جالب است بدانید که 7000 سال قبل از میلاد مسیح، اقوامی که در مناطق غربی قفقاز و جایی که امروز کشور گرجستان واقع شده زندگی میکردند برای اولین بار متوجه شدند که وقتی آب انگورهایشان را در فصل زمستان در ظروف دربسته و در گودالهای حفر شده نگه داری میکنند، بعد از مدتی خواص آن تغییر کرده و نوشیدنی جدیدی بدست می آید که همان شراب بود. بعدها کشت انگور به منظور تولید شراب در کوزه های سفالی در این مناطق رونق گرفت و دانش تولید آن به اقوام دیگر نقاط منتقل شد. امروزه شراب به عنوان بخشی از هویت ملی گرجیان تبدیل شده و یکی از تولیدات اصلی کشور گرجستان به حساب می آید.





